دست خط فیروزه ای

من بی نام تو حتی یک لحظه احتمال ندارم...

دست خط فیروزه ای

من بی نام تو حتی یک لحظه احتمال ندارم...

هر آنچه که خوب است...

شنبه, ۱۸ دی ۱۳۹۵، ۰۴:۲۵ ب.ظ

به هر کدام از اتفاقات روزمره ام که فکر میکنم می بینم هر کدام جایگاه خودشان را دارند.

مثلا "مادر" اتفاقی است که به شکلی غیر تکراری و شیرین هر روز رخ می دهد!!!

همین طور آغوش پدرم!

و خنده های اعصاب خردکن برادرم حتی! :/

یا اینکه هر روز چشمان خانوم "ز" را می بینم که منشی یک آموزشگاه کامپیوتر است و به طرزی عجیب، تمام انرژی صبحگاهی اش را به من منتقل می کند! :)

گاهی اتفاقات، روزمره هم نیستند! مثلا... "دورهمی" اتفاقی است که هر هفته تا مغز استخوانم را گرم می کند! :)

من حتی "آن بالایی" را هم یک اتفاق می دانم... کسی که بی منت، حمایت لحظه به لحظه اش را به من می بخشد. وجودش را گاهی، سلول به سلول بدنم درک می کند!

اگر اشتباه نکنم اینها ساده ترین و مهم ترین خوشبختی های یک "انسان" اند.


                                       



+ گوش شیطون کر! چرا که باید سلامتی و امید را هم به همه اینها اضافه کنم!

++ دلم خواست نیمه پر لیوانم را ببینم! بسی می چسبد!  :))

۹۵/۱۰/۱۸
سکوت :)

نظرات (۲)

۱۸ دی ۹۵ ، ۱۶:۳۱ N ـــــــ
مگه زندگی چیزی غیر از همین خوشبختی های کوچیکه ؟! :)
پاسخ:
نه والا! :))
۱۸ دی ۹۵ ، ۲۱:۵۳ حمیدرضا جعفریانی
با آرزوی بهترین اتفاق ها... :)
پاسخ:
برای همه واقعا! :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">