مهر مهران

من نمیخواهم بپندارم تو خوابی بوده ای

مهر مهران

من نمیخواهم بپندارم تو خوابی بوده ای

مهر مهران

"به نظرم ثبات شخصیت، یکی از مهم ترین خصوصیات انسانه...
خصوصیتی که می تونه جهان رو تغییر بده...!"

طبقه بندی موضوعی
بایگانی

۱۲ مطلب با موضوع «اختصاصی مهران مدیری» ثبت شده است

۰۱
بهمن

می درخشی...می تابی...

اما دوری.

"ماه" بودن، همین است!

(لا ادری!)

  • سکوت :)
۲۹
دی

نمی دونین چقدر اذیت میشم و چقدر حال و روزم بد میشه!

واقعا نمی فهمم چرا! چرا وقتی حرف از وضعیت مالی این آدم میشه یهو همه جبهه میگیرن؟!

مگه این بنده خدا پول من و شما رو خورده؟!!!

مگه ارث پدرمون توی حساب بانکیشه؟!!!

به خدا یه چیزایی میخونم توی این فضای...ی مجازی، اصلا از خودم به عنوان یه انسان خجالت میکشم...

به اسم اینکه فقر، گریبان گیر جامعه است، همه جور تهمت ناروا و برچسبی بهش میزنن...مردمی نیست...فاصله گرفته...همه اش به فکر پولو جیب خودشه...بابا این حرفا چیه؟!!!

راست گفتن که : "ظاهر زندگی دیگران رو با باطن زندگی خودتون مقایسه نکنید!"


                        

  • سکوت :)
۲۷
دی

کاش می دانستم رقیب جدی تو کیست...

چرا مانند نداری؟!





  • سکوت :)
۲۱
دی
انسان ها عموما دو دسته اند:
" تو "
و بقیه...! :))

(لا ادری!)



  • سکوت :)
۲۱
دی

کاش خودش یا نزدیکانش، نمیدونم، مثلا همکارانش، می گفتن ابعاد روحی این آدم چقدره؟! تا کجا طاقت میاره؟! خط قرمز اخلاقی اش چیه؟! کار به کجا برسه ارتباطش رو قطع میکنه؟! با آدم حسود تا کجا مدارا میکنه؟! مستقیم که نه، ولی وقتی در کمال قباحت و پر رویی، غیر مستقیم بهش توهین میشه، به خودش، شعورش یا...خانواده اش، چیکار میکنه دقیقا؟! وقتی می شنوه که فلانی و بهمانی پشت سرش حرف زدن، غیبتش رو کردن، چرت و پرت بافتن، تهمت زدن، ناسزا گفتن...و هزار تا بدخواهی دیگه، عکس العملش چیه؟! وقتی توی ماشین، خیابون، پشت تلفن، از دست مردم یا همکاراش کلافه میشه، چیکار میکنه؟! مرز بروز عصبانیتش کجاست؟! اصولا این جور موقع ها چه راهکار دیگه ای برای خودش داره غیر از سکوت؟! چه اتفاق ناگهانی یا مزمنی(!) میتونه انقدر خوشحالش کنه که مثل هر آدم دیگه ای مدام بخواد حال خوبش رو با دیگران تقسیم کنه؟! حتما شما هم دیدین که وقتی "حال" ش خوبه، روی استیج دورهمی، انگار اصلا روی پا، بند نیست! خوش حاله... مهربونه... به معنای واقعی کلمه شارژه... پر انرژیه... مدام سر به سر مهمون و تماشاچی میذاره... واسه همون یکی دو ساعت، کلی پرحوصله است... چشم هاش برق میزنه... شیطنتش گل میکنه...انگار قلبش گرم شده... روحش آروم شده...عشقش تازه شده... نمیدونم...حالش خوبه دیگه! ولی...حتم دارم یه منشا فوق العاده داره...

که باعث میشه پر از امید و روحیه باشه...

که خودش هم به بازی و ژستش، به اداهایی که درمیاره، بخنده. حظشو ببره. خودش هم کف بزنه!

شاید در همون روزهاست که احساس خوشبختی میکنه! عمیقا!!!






+ راستش به نظرم  حس خوشبختی کاملا درونیه. یه وقتایی آدم فکر میکنه می بینه انگار هیچی نداره ولی از حس عشق و "دوست داشتن" ی که درونشه، یعنی فقط به خاطر همین، ممکنه احساس خوشبختی کنه!

++ فکر کنم برای من هنوز وجود نداشته باشه! :))

+++ مهران خان کجایی؟! "حال" ات خوبه؟ اوضاع روبراهه؟! من نمی فهمم! پس چرا ساعت، نمیشه پنج عصر ؟! بابا یه کم استراحت، یه کم آرامش، خلوت، بعدش هم دورهمی! :) باشه؟! :))

  • سکوت :)
۱۴
دی

یعنی من امروز پوکیدم از خنده! :))

کجای دلم بذارم این کلاهشو :))

وای وای وای! خدایی خیلی بانمکه!




+ منبع عکس: کانال تلگرامی فیلم سینمایی ساعت پنج عصر (saate5asr)

  • سکوت :)
۱۳
دی

سخته برام. ترجیح میدم بهش فکر نکنم. یه بار ثبت نام کردم. چند باری هم گوشی ام زنگ خورد و تماس از تهران داشتم و اصلا نمیدونستم از طرف برنامه است یا نه. به هر حال در هیچ یک از زمان هایی که تماس گرفتن، یا متوجه نشدم یا خواب بودم یا گوشی ام روی سایلنت بوده :/

و تماسی برقرار نشد با "دورهمی"... :(

و دعوتی انجام نشد برای یک حضور... :(

نمیدونم! معمولا این جور وقتها میگن "حتما قسمت نبوده!"

و اگر قسمت بود...اگر می رفتیم...احتمالا ترجیح میدادم همه صد و بیست کیلومتر رو بخوابم یا زل بزنم به جاده و آهنگ گوش کنم که مثلا به استرسم غلبه کنم و اصلا به این فکر نکنم که داریم کجا میریم...میخوایم بریم کیو ببینیم! چه کار دیگه ای میشه انجام داد؟! می ترکم از فکر و خیال! برای من که تا به حال یه بار هم ندیدمش...فقط کسانی درک میکنن که عین خودم هستن! که شهرستان زندگی میکنن...ثبت نام کردن و قرعه به نامشون در نیومده.

نشده دیگه بالاخره! سهم امثال ما از اون وجود نازنین، همیشه همین قاب مستطیلی چسبیده به جعبه جادوییه! :(

...بشینم روی صندلی، زل بزنم به پرده ای که کم کم بالا میره و سر و گردنم بچرخه به سمتی که "مهران مدیری" با لبخند وارد میشه و چی میشد اگه از همون ورودی سالن، به عادت همیشگی، میخندید و صد بار میگفت: "سلاملکم...سلاملکم!" :)) و من بین خنده و بغضی که نمیدونم باید کدومشونو انتخاب کنم، ناخودآگاه دستام شل میشد و دیگه کف نمی زدم...چی میشد اگه بی خیال تذکر ها(!!!) همه با هم از جامون بلند میشدیم و خودمونو خفه می کردیم از جیغ و سوت! خداوکیلی مثلا میخوان چیکار کنن؟! کسی رو نمیندازن بیرون که! :) والا! :) انقدر تذکر بدن تا...کی گوش میده؟! :))

بعد هم که دیگه فقط صدای همون یه نفر می پیچه توی سالن!

و شاید کمی "یاد بگیریم"!

و بپوکیم از خنده!

خلاصه اصلا نفهمیم اون چند ساعت چطور گذشت...شاید به یه چشم به هم زدن!

اما بدی قضیه به اینه که نمیخوام به آخرش فکر کنم. به لحظه ای که یهو برمیگرده میگه: "خیلی ممنون که تا این لحظه کنار ما بودید امیدوارم همیشه در پناه خداوند بزرگ "حال" تون خوب باشه. شبتون بخیر و خداحافظ!" و آروم آروم به سمت عقب قدم برداره، درحالیکه لبخند میزنه تشکر کنه و با نگاهش باهامون خداحافظی کنه. پرده قرمز رنگ پایین میاد و ... تمام! همه چی تموم میشه..."مهران مدیری" ناپدید میشه و تو مجبوری دل بکنی از صندلی ات و اون سالن. چشماتو ببندی به روی جای خالی اش روی صندلی مخصوصش و...بِری! :((

مهمونی "دورهمی" تموم شده. نشستی توی ماشین و...خب؟! حالا باید به چی فکر کرد؟! اصلا چه جوری باید همه چی رو توی ذهن جمع و جور کرد؟ احتمالا دلم میخواد شب روی تختم دراز بکشم، چشمامو ببندم و لحظه لحظه اشو مرور کنم. بعد هم... عمرا اگه تا صبح خوابم ببره! نمیدونم! شاید هم از خستگی زیاد، به محض اینکه سرمو گذاشتم روی بالش، رسما بمیرم! :)) والا! :))

ولی آخه با حس و حال روزهای بعدش باید چیکار کرد؟ با دلتنگیا...خاطره بازیا...به خصوص که احتمال بدی این اتفاق دیگه تکرار نمیشه...که اولین و آخرین بار بوده...میشینی هزار بار فیلم اون شب رو پلی میکنی...شبی که تو و "مهران مدیری" و چهارصد نفر(!) زیر یه سقف نشستین...گل گفت و گل شنفتین! طاقت میخواد! واسه همین هم اولش گفتم ترجیح میدم زیاد بهش فکر نکنم!

چقدر هم که فکر نمیکنم! :/

خوش به حال همه ی اونایی که رفتن...




* عنوان: مصرع اول شعری از عاطفه عبدالکریم پور...


  • سکوت :)
۰۶
دی

چی میگه این احمد طالبی نژاد؟!!! رسما یه جوری حرف زده اصن باعث میشه هر کی میخونه ناخودآگاه  از مدیری حمایت کنه! متنی پر از توهین و تهمت...

امثال این آقا و جناب زیبا کلام، نمیگن با این حرفهاشون، فقط به ضرر جناحشون، اصلاح طلب ها دارن عمل میکنن؟!

رفتم سایت های خبرگزاری، نظر دادم. تایید نکردن!!!  نوشته بودم:

خدای من! اصلا باورم نمیشه! یه جوری میگه مهمانی های سیاسی انگار مدیری پای ثابته...

بعد الان مدیری کارش گیر کرده؟ برای چی؟ خوبه که دیگه تی وی رو هم گذاشت کنار! کارش گیر چی و کجاست؟ حالا ببینیم میره سینما فیلم بسازه چه حرفهایی براش درمیارین!

پرت و پلا؟!!!مسائل خاله زنکی؟!!! دقیقا منظورش کدوم قسمت حرفهای مدیریه...؟! واقعا که! الان که هر کسی بیانیه میده و افتادین به جواب دادن و بگو مگو، اینا خاله زنک بازی نیست؟!!!

بعد هم کی گفته آبروی مدیری گیر این حرف و حدیث ها و چرت و پرت هاییه که براش میگن؟ هزار جور تهمت اخلاقی به این بشر زدن هنوز هم که هنوزه آبروشو پیش مردم حفظ کرده! شاید آبروی امثال شما و سیاسیون وابسته به حرفهای سیاسیتون باشه ولی درمورد مدیری صدق نمیکنه! خودتون خوب میدونین. حالا چون حرفی میزنه که نه "اتفاقا" بلکه "طبق معمول" حرف دل مردمه، یعنی الان شده بی آبرو؟!!! آخه این چه برچسبیه؟

اگه ساخت دورهمی از هر تازه از راه رسیده ای برمیاد، پس کو؟!!! چرا تا حالا نبود؟!!! خوبه همه میدونن که هنوز چند قسمت از پخشش نگذشته بود که رامبد جوان و بیست و چند شبکه تی وی رو جا گذاشت! نه آقاجان! از هر کسی برنمیاد... چه این دولت چه هر دولت دیگه ای! گفتن بعضی حرفها جرات میخواد!

مدیری هنوز هم مستقل فکر میکنه...

...

میدونن درگیر فیلمشه و بیشتر از همیشه به آرامش احتیاج داره، میدونن این آدم همیشه حرف دل مردمو زده، با این حرفها جوسازی میکنن. وگرنه با توضیحاتش در گفتگوی تلفنی با علی ضیا، دیگه معنی نداره این حرفها ادامه پیدا کنه. میدونن احتمالش کم نیست که این جوسازی، روی نوع نگاه مردم، میزان محبوبیت مدیری، نگاه های مشکوک مردم بهش، بازی با آبروش، فضای جشنواره فجر و خیلی چیزهای دیگه تاثیر بذاره. میدونن...

اگر نه که پس چرا ادامه میدن؟!

...گاهی فکر میکنم میزان اهمیت این حرف ها برای مهران مدیری دقیقا چقدره؟؟؟!!!

...گاهی فکر میکنم این آدم باید یه تنه با چند نفر بجنگه؟

تنها کاری که میکنه...سکوته!



+ خیلی حرفهای دیگه هم دارم که بنویسم ولی ترجیح میدم این کار رو نکنم! حالم بده...حالم واقعا بده...تازه داشتم به قول "خانوم باهوش!!!"خودمو میزدم به بی خیالی :/ خوشحالی کنم واسه حضور امیر جعفری توی فیلم. نمیذارن که! اوف! کوفت آدم میکنن! :((

  • سکوت :)
۰۵
دی

بی مقدمه...

حدود ده روز از ماجرای حرف های مهران مدیری درمورد سازش کاری و اتفاقات بعد از اون می گذره. به بدترین شکل ممکن حمله رسانه ای به این آدم شد. متن  صادق زیبا کلام  رو که خوندم احساس انزجار کردم نسبت به همه چی...و تن و بدنم درد گرفت از این همه مزخرف. و بعد هم متن جوابیه ای که در کامنتی، در یکی از وبلاگ های طرفداری خوندم:

"از مدیری ممنونم!

از مهران مدیری ممنونم که نقاب از چهره‌ها افکند و نشان داد بعضی‌ها از تضارب آرا و تحمل مخالف، فقط ژستش را بلدند!

نشان داد بر خلاف ادعاهای دهان پرکن و سخنرانی های پرطمطراق، آزادی بیان در قاموس برخی یعنی تمجید مجیزگو و لجن مالی منتقد!

مدیری مگر چه گفت که رسانه ها و کانال های اصلاح طلب، به خاطر یک طعنه کلّی و غیرمستقیم، تمام حیثیت و کارنامه هنری او را نادیده گرفتند و چشم ها را بستند و چاک دهان ها را گشودند و یکی از سنگین ترین عملیات های تخریبی رسانه ای را بر علیه او شکل دادند؟!

جالب ماجرا اینجاست؛ صادق زیبا کلام، مردِ همیشه مدعی اخلاق و انصاف، خودش به تنهایی بار خیلی ها را به دوش کشید و طی یادداشت خود در روزنامه «تماشاگران»، با انتساب صفت هایی مانند "فرصت طلب"، "نان به نرخ روزخور"، "ترسو" و "مزدور" به مدیری، نهایت اخلاق و بردباری خود را به منصه ظهور گذاشت!

زیباکلام نوشت: "اصلاح‌طلب‌ها نباید خیلی به ایشان بها بدهند. فکر نمی‌کنم کسی ایشان را از نظر سیاسی و جهت‌گیری‌هایش در این باره جدی بگیرد."

استاد عزیز! مگر همین رسانه های اصلاح طلب نبودند که در انتخابات اخیر مجلس، انواع کلیپ و گزارش درباره حمایت بازیگران از لیست امید منتشر کردند؟! مگر همین مطبوعاتی که شما با آن ها مصاحبه می کنید، صدها جمله از بازیگران در حمله به رییس جمهور سابق و منتقدان برجام منتشر نکرده اند ؟! اگر اظهارنظر سیاسی هنرمند ناروا است، چرا رسانه های حامی شما سرآمد انتشار این مطالب اند؟!

اگر دخالت و اظهارنظر یک هنرمند در عالم سیاست ناپسند است، دخالت یک استاد علوم سیاسی در عرصه هنر هم ناخوشایند است. پس چرا شما وارد مقوله هنر می شوید؟! سال گذشته چطور به خودتان اجازه دادید در نشست «خلسه نارسیسی» بیایید با مسعود فراستی درباره سینما و بازیگری و هیچکاک مناظره کنید؟! چرا درباره فیلم های سینمایی نظر می دهید؟ چرا در فیلم «اژدها وارد می‌شود» اثر مانی حقیقی ایفای نقش کرده و سپس از این کار اظهار پشیمانی نمودید؟! راستی، طعنه مدیری توهین بود یا یکی از مصاحبه های شما که مستقیماً در آن ابراهیم حاتمی کیا را "سینماگر حکومتی" خطاب کردید؟!

جناب زیباکلام! حدس می زدم آستانه تحمل تان پایین باشد، اما نه در این حد! لطفاً یک دور مصاحبه های خودتان درباره آزادی بیان و احترام به دیدگاه های مخالف را بخوانید! همین"!

...

به خدا...به معنی واقعی کلمه، دیگه وااااقعا دلم نمیخواد شرح جزییات این فیلمو بخونم. فیلمی که در اون به شکلی وحشتناک، با تانک از روی مهران مدیری رد شدن.

میشه خواهش کنم دیگه ادامه پیدا نکنه؟! ازتون خواهش میکنم...


                                                                                   

  • سکوت :)